09/24/2017 - يكشنبه 2 مهر 1396
مشاهده خبر

دو بمب ساعتی در اقتصاد
1396/4/25 13:49:3 print

دو بمب ساعتی در اقتصاد
عباس دهقان

چندی پیش مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس جمهور از وجود دو بمب ساعتی بزرگ در اقتصاد ایران سخن گفته بود؛ بمب اول حجم بالای جمعیت غیر فعال نسبت به جمعیت فعال و بمب ساعتی دوم، نقدینگی عنوان شده است. از زمانی که مؤسسات مالی غیر مجاز دچار بحران شدند و سپرده گذاران این مؤسسات برای پس گرفتن پس اندازهای خود با مشکلات مختلفی روبرو گردیدند این پرسش مطرح می شود که اگر دامنه نگرانی ها شدت بیشتری پیدا کند و شهروندان بخواهند منابع خود را از مؤسسات مالی خارج کنند، کدام بازار میزبان نقدینگی آزاد شده خواهد بود؟

شاید اگر چند سال پیش بود به سادگی می توان پاسخ داد که این نقدینگی صرف خرید دلار، سکه طلا و یا آپارتمان می گردید اما در مقطع کنونی که بازدهی اکثر بازارهای دارایی مانند ارز، طلا، سهام و مسکن کاهش پیدا کرده، پاسخ به این پرسش سخت شده است. طبیعی است که با این بحرانی که در مؤسسات پولی غیر بانکی وجود دارد به صورت مارجینال و حد نهایی، نظام بانکی ایران در بحران همه جانبه فرو رفته و یکی از این بحران ها حضور مؤسسات غیر مجاز در اقتصاد است که تعدادشان در حال حاضر بیش از یکصد عدد برآورد می گردد. این مؤسسات برخلاف بانکها و مؤسسات پولی و اعتباری مجاز که ملزم به سپرده گذاری بخشی از پس اندازهای خود(سپرده های قانونی) نزد بانک مرکزی هستند از این قاعده مستثنی بوده و به طور طبیعی در موقعیت بهتری قرار می گیرند. یکی از دلایل پرداخت سود بالا به سپرده های مردم توسط این مؤسسات وابسته به همین عامل یعنی پایین بودن هزینه تأمین مالی برای آنها بوده است.

پیدایش مؤسســات مالی غیرمجاز را باید به تعیین نرخهای سود دســتوری در شبکه بانکی و فقدان دسترســی مردم به خدمات مالی نســبت داد. نرخهای سود دستوری و پایینتر از نرخ تورم در سالهای متمادی باعث شــد مردم برای اجتناب از کاهش قدرت خریدشان به مؤسسات اعتباری غیرمجاز پناه ببرند. همچنین این مؤسسات خدمات اعتباری بهتری را در مقایسه با بخش بانکی مجاز به مشتریانشان ارائه می دادند. این شــرایط باعث شد که بخش قابل توجهی از سپرده های خرد جذب این مؤسسات شــوند. البته این مؤسسات هم توانستند با پاسخگویی به این تقاضا در دو دهه گذشته به سرعت رشد کنند. تعداد زیاد این مؤسسات و گسترش جغرافیایی آنها در سراسر کشور نشان از اقبال مردم نســبت به این مؤسسات و سودآوری آنها دارد. البته اکنون که اعتماد عمومی نسبت به آنها خدشه دار شده است، آنها نمی توانند همچون قبل تنها با استفاده از نرخ های سود بالاتر، سپرده گذاران را برای سپرده گذاری ترغیب کنند.

اگرچه این مؤسسات اعتباری غیرمجاز تحت پوشش بانک مرکزی نیستند، اما سپرده های آنها همانند سپرده های دیگر مؤسسات و بانکها همــان ماهیت نقدینگی را دارد. یعنی این ســپرده ها برای مردم پول محسوب می شود و مردم می توانند به عنوان وسیله پرداخت در معاملات از آنها استفاده کنند. بنابراین خروج سپرده ها از مؤسسات غیرمجاز نوعی حرکت نقدینگی در اقتصاد است که می تواند با توجه به مقصدی که در پیش می گیرد اثرات متفاوتی را داشته باشد. بدون تردید بی اعتمادی عمومی نســبت به مؤسسات غیرمجاز باعث خروج ســپرده ها از این مؤسسات می شود، و اگر سرعت خروج این سپرده ها زیاد باشد سقوط این مؤسسات، حتی اگر از نظر مالی توانمند باشند، حتمی است.

اینکه کدام بازارها می توانند این نقدینگی را جذب کنند بستگی به بازده انتظاری در آن بازارها دارد. البته در شرایط فعلی هیچکدام از بازارها نمی توانند بازدهی همانند سود سپرده ها در بانکها داشته باشند. بازار ارز مدتهاست که نوسانات محدودی دارد و با افزایش عایدات ارزی کشور انتظار نمی رود نرخ ارز افزایش شــدیدی را تجربه کند. همچنین رونق اقتصادی در اقتصادهای پیشرفته صنعتی باعث شده است چشم انداز بازار طلا نیز باثبات باشد. بازار مسکن نیز سالهاست که رکود را تجربه می کند و به نظر نمی رســد با توجه به مازاد عرضه ای که در این بازار وجــود دارد به زودی این بازار از رکود خارج شــود. بازارهای مالی نیز با توجه به عدم شــفافیتی که در آن وجود دارد و همچنین هزینه های معاملاتی زیادی که برای سرمایه گذاران خرد دارد، نمی تواند جذب کننده نقدینگی باشد. بنابراین آنچه باقی می ماند نگهداری سپرده ها در بانکها و مؤسســات اعتباری مجاز اســت. به عبارت دیگر، چشم انداز مبهم بازارهای دارایی و ریســک گریزی ســپرده گذاران باعث می شــود که سپرده ها از مؤسسات مالی غیرمجاز به سمت بانک ها و مؤسسات مجاز حرکت کند.

تا پیش از وقوع اتفاقات اخیر پیرامون مؤسسات اعتباری غیرمجاز و بانکهای نا ­امن، کارشناسان معتقد بودند که بازارهای دارایی چون طلا، ارز، سهام و حتی بازار مسکن توان رقابت با بازار پول یا سپرده های بانکی را با توجه به میزان سود پرداختی به آنها ندارند. اما در شرایط فعلی با توجه به تشدید نگرانی ها نسبت به وضعیت نظام بانکی و افزایش ریسک سرمایه گذاری در بازار پول، آیا باز هم سپرده بانکی از جذابیت بالای سرمایه گذاری برخوردار است؟

به اعتقاد برخی کارشناسان، بازارهایی چون ارز و مسکن با توجه به تغییر وضعیت متغیرهای کلان اقتصادی به ویژه صعودی شدن روند تورم چنین پتانسیلی برای جذب نقدینگی به سمت خود را دارند. بازار ارز به رغم اینکه از زمستان سال گذشته تاکنون در آرامش به سر برده اما برخی نشانه ها گویای این واقعیت است که در شرایط فعلی، بازار ارز یکی از بازارهایی است که بخشی از نقدینگی می تواند به سوی آن کوچ کند. چراکه انتخابات ریاست جمهوری در انتهای اردیبهشت ماه و پایان ماه مبارک رمضان در خردادماه تا حدی موجب کشیده شدن ترمز تقاضا در فصل اول سال شده بود. اکنون به نظر می رسد با عبور از این دو متغیر و ورود به تابستان، سرفصل تقاضا در بازار قدرت بیشتری گرفته است.

برخی دیگر از کارشناسان هم معتقدند با توجه به اینکه نشانه های تحرک در بازار پدیدار شده و از نیمه دوم سال رونق بازار مسکن آغاز خواهد شد این بازار نیز این پتانسیل را دارد که بخشی از نقدینگی را به سمت خود جذب کند. اما در مقابل همچنان این دیدگاه وجود دارد که با توجه به نوسانات محدود  بازار ارز و افزایش درآمد ارزی کشــور بعید است بازار ارز با نوسانات قیمتی شدیدی مواجه شود یا با توجه به چالش هایی که در بازار مسکن وجود دارد به نظر نمی رسد قفل رکود این بازار باز شود. از طرفی بازارهایی چون سهام و ســکه و طلا هم در شرایط فعلی جذابیت چندانی برای جذب نقدینگی ندارند. به همین جهت به نظر می رسد همچنان سپرده گذاری در بانک ها و مؤسسات اعتباری تحت نظارت بانک مرکزی گزینه مطلوبی برای جذب سرمایه های مردمی باشد. در شرایط فعلی نیز گزارش های غیررسمی حاکی از آن است که ســپرده ها از مؤسسات غیرمجاز و برخی بانک ها به سمت بانکها و مؤسسات امن و تحت مجوز بانک مرکزی حرکت کرده اند.

بالابودن نرخ سود سپرده هاي بانکي باعث افزايش نرخ سود تسهيلات و وام هاي بانکي مي شود و زماني که نرخ سود وام هاي بانکي بالا باشد، قيمت تمام شده توليد افزايش مي يابد. ازسوي ديگر نرخ هاي سود سپرده بالا سرمايه گذاري دربخش توليد را کاهش مي دهد چراکه سرمايه گذاران ترجيح مي دهند به جاي ورود به عرصه توليد سرمايه خود را نزد بانکها سپرده گذاري کنند که ريسک پاييني دارد.

هم اکنون بررسي بازارهاي رقيب مانند ارز، طلا و مسکن نشان مي دهد که نوسان زيادي دراين بازارها رخ نداده است. براي مثال دربازار ارز و طلا طي سه سال اخير نوسانات دريک محدوده پايين و منطقي بوده است و ديگر امکان سفته بازي و کسب سود درآنها وجود ندارد. دربازارمسکن نيز به دليل رکود موجود، دولت درصدد است تا با سياست هاي تشويقي سرمايه گذاري دراين بخش و اشتغال را افزايش دهد. اين درحالي است که مسکن هم اکنون دررکود به سرمي برد و سرمايه چنداني هم درآن جذب نشده است.

 

 

 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
طبیعت دربند

نظرسنجی
آخرین اخبار