09/20/2017 - چهارشنبه 29 شهريور 1396
مشاهده خبر

زنگ ها برای آب به صدا درآمده اند!
1396/4/12 9:0:0 print
گزارش تحلیلی "شهر" از دلایل شکل گیری بحران آب در کشور
زنگ ها برای آب به صدا درآمده اند!
دامنه ناکارآمدی مدیریت منابع آبی تنها به سدسازی های بی رویه و مجوزهای حفر چاه محدود نبوده و به طور کلی سیاست های بخش آب به دلیل رویکردهای نامتقارن و غیر همسوی وزارت خانه های نیرو به عنوان متولی تأمین آب و کشاورزی به عنوان متقاضی عمده آب، عمدتاً ضد توسعه ای بوده است.

گروه اقتصادی شهر؛ عباس دهقان- حدود دو سال پیش و در یک گفتگوی مطبوعاتی عیسی کلانتری وزیر پیشین جهاد کشاورزی از خطرات کم آبی و احتمال مهاجرت 50 میلیون ایرانی در داخل کشور به دلیل تداوم خشکسالی و کم آبی سخن به میان آورد. هرچند در سال های اخیر مشکلاتی نظیر تحریم های هسته ای، بیکاری و رکود اقتصادی به اولویت های اصلی کشور بدل گشته اند اما در واقع خطر پنهانی به نام بحران آب  به دور از نگاه مردم و مدیران کشور رو به گسترش بوده است.

معمولاً با شروع فصل تابستان و شدت یافتن گرما توجه عمومی به مشکل کم آبی بیشتر می شود اما چندین سال است که تبعات این بحران به فصل خاصی محدود نبوده و در تمام طول سال رخ می نماید. از پدیده ریزگردها تا نزاع های قومی و منطقه ای پیرامون انتقال آب و خشکی رودخانه ها همه و همه نشان از گسترش بحران و تشدید آثار کم آبی در کشور است. اخیراً علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در اظهارنظری کم سابقه از تبدیل شدن بحران آب به یک مشکل امنیتی سخن گفته است. وی همچنین از تشکیل کمیته امنیت آب در مجلس خبر داده است. غلامرضا حیدری عضو فراکسیون امید و نماینده تهران نیز در صفحه توئیتر خود نسبت به وقوع جنگی مخوف به نام "جنگ آب" هشدار داده است.

هرچند چنین صحبت هایی در رابطه با بحران آب در میان سیاسیون کشور پدیده تازه ای به نظر می رسد اما سالهاست که کارشناسان و فعالان زیست محیطی نسبت به وقوع پیامدهای کم آبی و لزوم توجه عمومی به مسأله آب هشدارهای جدی داده اند. در آخرین نمونه آن، کمپین "نجات میان رودان" که به همت کارشناسانی چون دکتر محمد درویش راه اندازی گردیده تاکنون 100 هزار امضاء برای جلب توجه نهادهای بین المللی مسئول در برابر فعالیت های ترکیه برای ایجاد سد ایسلو بر روی دجله جمع آوری شده است.

کم آبی و خشکسالی طولانی در ایران اگرچه ناشی از کاهش میزان بارندگی و بطور خاص تغییر الگوی بارش هاست اما نطفه بحران زمانی بسته شد که مقامات مسئول بدون در نظر گرفتن مطالعات زیست محیطی و حتی تبعات اجتماعی آن شروع به سدسازی کردند؛ سدهایی که برای محیط زیست، رواناب های طبیعی، قنات ها و سفره های زیرزمینی مرگ بار هستند. علاوه بر این حفر چاه های عمیق، مصرف نامطلوب کشاورزی و صنعتی، سوء مدیریت و فساد اداری و مالی برخی افراد و نهادهای قدرتمند و بانفوذ برای اجرای پروژه هایی که در نهایت برای کشاورزان و مردم مناطق کم آب زیان آور بوده اند، از جمله سیاست های مخربی هستند که به عقیده کارشناسان کشور را با بحران جدی آب روبرو کرده است.

کم آبی در شرایطی که جمعیت کشور رو به افزایش بوده به معنای کمتر شدن سرانه آب است. سرانه آب در سال 1300 که جمعیت ایران حدود 10 میلیون نفر تخمین زده می شد، 14 هزار متر مکعب بود اکنون به کمتر از 900 متر مکعب در سال رسیده است؛ رقمی که به گفته عیسی کلانتری وزیر پیشین کشاورزی یعنی رخداد فاجعه بزرگ. بخشی از این فاجعه مهاجرت از روستاها به شهرهاست. بررسی ها نشان می دهد در سال های اخیر 34 هزار روستا و آبادی خالی از سکنه شده است. وضعیتی که دلیل اصلی آن کمبود آب و خشکسالی است.

کم آبی توسعه بخش های اقتصادی و صنعتی را هم به خطر می اندازد. راه اندازی کارگاه ها، ایجاد شهرک های صنعتی و کارخانجاتی مانند پتروشیمی و فولاد نیازمند وجود منابع آب است. در کنار همه اینها درگیری میان اهالی روستاها بر سر حق آب و افزایش نیازهای غذایی و آبی در مناطق کم آب از جمله تأثیرات کم آبی و خشکسالی در ایران هستند.

در چنین شرایطی به نظر می رسد علاوه بر اینکه با بحران آب مواجه هستیم با بحران مدیریت آب نیز روبرو می باشیم. آب در مناطق خشک دنیا و به خصوص خاورمیانه فقط یک تکیه گاه اقتصادی محسوب نمی شود بلکه مسأله ای سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی است. به طور مثال اگر سیاستمداری به دنبال جلب نظر و ایجاد جذابیت عمومی باشد به مردم حوزه انتخابیه خود وعده احداث سد، اجازه حفر چاه و به طور کلی دسترسی بیشتر به منابع آب را پیشنهاد می کند. همین رویکرد عوام گرایانه در میان مسئولان باعث مشکل مدیریت آب های سطحی و زیرزمینی در بیشتر مناطق کشور شده است. بیشتر اتفاقاتی که در سال های اخیر و در حوزه مدیریت منابع آبی رخ داده است بر روی منابع آب های سطحی متمرکز بوده به این معنا که چنین کارکردهایی به واسطه ملموس بودن نزد افکار عمومی و جلب توجه مردم روی داده است. عواقب چنین تصمیم گیری های غیر علمی و پوپولیستی در کوتاه مدت نمایان نمی شود و به آینده منتقل می گردد. مجوز حفر 350 هزار حلقه چاه در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد (که خود به تنهایی حدود نیمی از چاه های کشور می باشد) از جمله این سیاست ها بوده که اثرات آن را اکنون در بیشتر مناطق کشور و به صورت تخلیه سریع منابع آب زیرزمینی و فرونشست زمین شاهد هستیم.

دامنه ناکارآمدی مدیریت منابع آبی تنها به سدسازی های بی رویه و مجوزهای حفر چاه محدود نبوده و به طور کلی سیاست های بخش آب به دلیل رویکردهای نامتقارن و غیر همسوی وزارت خانه های نیرو به عنوان متولی تأمین آب و کشاورزی به عنوان متقاضی عمده آب، عمدتاً ضد توسعه ای بوده است. از طرفی وزارتخانه نیرو به دلیل نگاه سازه ای و تک بعدی به مسأله آب در چمبره شرکت های پیمانکار و مهندسی گرفتار آمده و در نبود اولویت های زیست محیطی و اجتماعی منفعلانه در جهت راضی کردن غول های مهندسی برای سرمایه گذاری های بیشتر در عرضه آب گام برداشته است و از طرف دیگر وزارت جهاد کشاورزی است که خودکفایی را به عنوان شعار محوری خود برگزیده تا تأمین کننده نیازهای غذایی کشور باشد تنها راه حل را در توسعه شبکه های مدرن آبیاری جستجو می کند. در این بین مسائل اجتماعی و زیست محیطی به فراموشی سپرده شده و به نوعی قربانی سیاست های نادرست بخش حکمرانی آب بوده است.

رو به روز بر دامنه تنش های قومی و منطقه ای برای طرح های انتقال آب افزوده می گردد و در مناطق مختلف نیز تاکنون چندین قربانی گرفته است. صنایعی که در بخش های مرکزی و خشک کشور احداث گردیدند و زمانی به عنوان طرح های توسعه ای از آنها نام برده می شد، به دلیل جانمایی نادرست و غیر علمی، اکنون به هیولاهایی می مانند که نیاز آبیشان رو به روز بیشتر و ولعشان برای مصرف آب شدیدتر می گردد. سطح زیر کشت اراضی کشاورزی بدون در نظر گرفتن ظرفیت اکولوژیکی و توسعه پایدار هر روز گسترش می یابد و تولید محصولات آب بری که به دلیل ریسک بالای قیمتی بر روی زمین ها باقی می ماند افزایش یافته و آب های نهفته در آنها به هدر می رود. دولت که به دلیل عدم توانایی در توسعه صنعتی چشمان خود را بر تخلیه منابع آب زیرزمینی بسته است تا جوابگوی 18 درصد نیروی کار بخش کشاورزی نباشد باید به یاد داشته باشد که امنیت، کالا یا خدمتی است که به همه سود می رساند و نبود آن نه فقط برای کشاورزان و روستائیان بلکه برای همه مردم آن سرزمین به خصوص دولت ها گران تمام می شود. رشد حاشیه نشینی در اثر افزایش مهاجرت روستائیان، تبعات اجتماعی هولناکی خواهد داشت که به شهرهای مرکزی و کلان شهرها سرایت می کند و امنیت عمومی را بر هم خواهد زد و زمینه را برای بزه و قانون گریزی مهیا می سازد.

بسیاری از کارشناسان سیاسی جنگ آینده را نزاع بر سر منابع آب پیش بینی می کنند و حتی برخی ریشه رویدادهای چند سال اخیر نظیر جنگ داخلی سوریه را همین مسأله می دانند. متأسفانه برخلاف ایرانیان باستان که به اهمیت آب و قداست آن توجه ویژه ای داشتند اما اکنون آب در نزد مردمان ما به کالایی واسطه ای برای رفع نیازهای اقتصادی بدل گردیده و بدون در نظر گرفتن شرایط اکولوژیکی و جغرافیایی سرزمین ایران اولویت تاریخی و اجتماعی خود را از دست داده است. آب در نزد مردمان ما ارزش و جایگاه تاریخی و حتی مذهبی خود را از دست داده و این بیش از خطرات امنیتی که سیاست مداران را نگران می سازد، هراس انگیز است.

اینک که زنگ ها بیش از هر زمان دیگری برای آب به صدا درآمده اند، ضروری است تا این موهبت بی بدیل خدادادی در میان مردم و مسئولان کشور به اولویت اول و جایگاه شایسته آن ارتقاء یابد و به دور از سطحی نگری و گرفتار آمدن در دور باطل گذشته، به طور منطقی و علمی و با یاری گرفتن از متخصصان دلسوز داخلی و کشورهای پیشرو، مدیریت منابع آب در مسیر درست آن جریان یابد. در این مسیر بازنگری در برنامه ها و قوانینی نظیر برنامه ششم توسعه که خودکفایی کشاورزی را به عنوان محور و هدف معرفی می نماید الزامی و حیاتی است.

 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
طبیعت دربند

نظرسنجی
آخرین اخبار