02/19/2017 - يكشنبه 1 اسفند 1395
مشاهده خبر

ما به خواب چند صد ساله رفته‌ایم
1395/10/22 8:0:15 print
روایت احمد پوري از‌شکاف‌هاي فرهنگ مطالعه:
ما به خواب چند صد ساله رفته‌ایم
زماني‌که من در دانشگاه تدريس مي‌کردم، پروژه‌اي به بچه‌هاي دانشگاه آزاد دادم و گفتم برويد اين کتاب‌ها را ‌گير بياوريد و از روي آنها اين پروژه را آماده کنيد. اين کتاب‌ها در کتابخانه دانشگاه تهران بود. جالب است با اين استدلال که کتاب‌ها فقط مختص دانشجويان دانشگاه تهران است، آنها را حتي با کارت دانشجويي هم به دانشجويان من امانت نداده بودند.

فقر مطالعه از عميق‌ترين شکاف‌ها در فرهنگ عمومي ماست؛ شکافي که دراين سال‌ها چه از سوي نهادهاي دولتي و چه نويسندگان، ناشران و اهالي فرهنگ، تلاش‌هاي بسياري براي پرکردن آن شده است اما گويي اين رفتار عمومي چنان در سبک زندگي مردمان ريشه دوانيده که هيچ حرف و حديثي در آن کارگر نيست اما فرهنگ چيزي نيست که بشود آن را به نااميدي آلود و از تغيير و پيشرفت آن، دست شست. به‌همين‌خاطر، چندي است که اين موضوع را با نويسندگان و اهالي فرهنگ درميان مي‌گذاريم که به‌راستي ريشه کتاب‌نخواندن ما در کجاست و راهکار برون‌رفت از اين شرايط چيست؟ مثلا چرا درحالي‌که در کشوري مثل فرانسه، دولت، روزي را براي حضور در کتابخانه‌ها فراخوان مي‌دهد و درهاي تمام کتابخانه‌ها را به‌روي عموم مردم باز مي‌کند، در کشور ما کتابخانه‌ها به مکان‌هايي متروک و خاک‌گرفته بدل شده‌اند؟ 

احمد پوري، نويسنده و مترجم درباره همين موضوع به وقایع اتفاقیه مي‌گويد: 
«اينکه ما فقر فرهنگ مطالعه داريم يا خير، يک موضوع است و اينکه چه کاري مي‌توانيم براي جبران آن انجام دهيم، موضوع ديگري. بررسي چرايي اين موضوع که ما فقر فرهنگ مطالعه داريم، مسئله عميق‌تري است و به پيشينه و آگاهي ما و وقفه چندصدساله‌اي که ايجاد شده است، برمي‌گردد. ما بعد از آن فرهنگ بزرگي که داشتيم و غول‌هايي مثل حافظ و نويسندگان و دانشمندان ديگر، به عللی تاريخي‌ که جاي بحثش نيست، به خوابي رفتيم که چندصدسالي طول کشيد. بعد از بيدارشدن از اين خواب است که ما دوباره با کتاب، مقوله خواندن و مدرنیسم آشنا شده‌ايم و به فکر مطالعه و آگاهي‌يافتن از آنچه در دنيا مي‌گذرد، افتاده‌ايم و به‌همين‌دليل عمر مطالعه در کشور ما نسبت به کشورهاي غربي کوتاه‌تر است و همچنين تعداد افراد باسواد که مي‌توانند مطالعه کنند و به کتابخواني علاقه داشته باشند، در ايران خيلي کمتر از کشورهاي غربي هستند؛ همچنين در تاريخ کشور ما حکومت‌هايي بوده‌اند که به‌هرحال دلشان براي اين فقدان نمي‌سوخته و اساسا به اين موضوع اهميتي هم نمي‌داده‌اند. مجموع همه اينها باعث شده است که ما حالا از نظر سرانه مطالعه و خواندن کتاب، خيلي عقب‌تر از يکسري کشورهاي پيشرفته دنيا باشيم. حالا اينکه چطور مي‌توان اين واقعيت موجود را به‌نفع کتابخواني تغيير داد، همواره راهکارهايي وجود دارند؛ نمونه‌اش همين موضوع رونق‌دادن به کتابخانه‌ها. اخيرا من جاهايي را مي‌بينم که تا اندازه‌اي ارتباط کتابخانه با اعضا در حال بهترشدن بوده اما واقعيت اين است که هنوز نه‌تنها به وضعيت ايده‌ال بلکه به آستانه آن هم نرسيده‌ايم. خود من تجربه‌ای شخصي در استفاده از کتابخانه‌هاي کشورهاي خارجي دارم. چندوقت پيش، يک بازه زماني دوماهه را بايد به‌عنوان توريست در انگليس مي‌ماندم. فکر کردم در اين دو ماه بروم در يک کتابخانه عضو بشوم، چون مي‌دانستم امکان اين کار وجود دارد. به کتابخانه مرکزي شهر ادينبرو رفتم و شرايطم را گفتم. آنها فقط يک آدرس از من خواستند و من‌ هم آدرس جايي را که در آن اقامت داشتم، دادم. بلافاصله من را عضو کردند و هر بار با کارتي که به من داده بودند، مي‌توانستم 6 کتاب و چهار دي‌وي‌دي از آنها امانت بگيرم. کتابخانه را در اختيار من گذاشتند و از توريستي که مهمان موقت آنها بود، به‌شدت استقبال کردند. حالا شما تصورش را کنيد که چقدر کتابخانه‌ها براي شهرونداني که آنجا زندگي مي‌کنند در دسترس است. هر محله‌اي، يک کتابخانه دارد و حتي تعدادي از آنها شبانه‌روزي هستند يعني اگر کسي ساعت سه نصف‌شب هم بخواهد به کتابخانه برود، بدون هيچ مشکلي مي‌تواند به آنجا مراجعه کند. اينها کارهايي است که آنها در طول سال‌ها انجام داده‌اند و نتيجه‌اش را هم ديده‌اند. ما هم بايد براي کتابخانه‌ها و در دسترس‌بودن آنها براي همه دست به کار شويم. زماني‌که من در دانشگاه تدريس مي‌کردم، پروژه‌اي به بچه‌هاي دانشگاه آزاد دادم و گفتم برويد اين کتاب‌ها را ‌گير بياوريد و از روي آنها اين پروژه را آماده کنيد. اين کتاب‌ها در کتابخانه دانشگاه تهران بود. جالب است با اين استدلال که کتاب‌ها فقط مختص دانشجويان دانشگاه تهران است، آنها را حتي با کارت دانشجويي هم به دانشجويان من امانت نداده بودند. اين قوانين دقيقا به‌معناي کتابخانه را از دسترس مردم دور نگه‌داشتن است. به اعتقاد من، فراخواني که دولت فرانسه راه انداخته و قرار شده در يک روز مشخص درِ همه کتابخانه‌ها را به روي عموم مردم باز بگذارد، کار عجيبي نيست زيرا آنها هميشه اين سنت را دارند. با توجه به قيمت کتاب و اينکه همه نمي‌توانند از پس خريد کتاب بر بيايند ما هم بايد کم‌کم اين موضوع را سنت کنيم و امکان دسترسي مردم به کتاب‌ها را از طريق کتابخانه‌ها فراهم کنيم، اجازه بدهيم ديگران بيايند و از آنها استفاده کنند، دولت از هر کتابي که راهي بازار مي‌شود، حمايت کند و بخشي از آنها را از ناشر خريداري کند و در کتابخانه‌ها بگذارد، تعداد کتابخانه‌ها در شهر محدود نباشد و براي هر منطقه‌اي، يک کتابخانه در نظر بگيرند.»

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه مقدم

نظرسنجی
به نظر شما کدام یک از آسیب های اجتما عی باید در اولویت توجه قرار گیرد؟




ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار